تبليغاتX
هدف

هدف

نوشته های گاه و بی گاه من

آواز شاعر

 

گاهی این اندیشه به ذهن نفوذ میکند که نکند دنیا و هرچه در آن است ما را فراموش کرده و صدای عدالت جویان را هیچ پاسخی نیست . شاید دستها را به نشانه تسلیم  بالا گرفته ایم و مسکوت مانده ایم . اما بوده اند کسانی که فریاد را بر سکوت کوبیده اند و از امید و حرکت گفته اند .

 از کسانی سخن به میان است که با چشمی نگران ,قلبی تپنده , صدایی گرم  و  هنری والا خونی تازه در رگهای پژمرده و  کرخت جامعه جاری کردند .

مهدی سهیلی یکی از شاعران پاکدل این دیار است که دل گفته هایی از این دست در آثارش موج میزند.

سهیلی شاعر دهه های 40  و  50  است که مجموعه های عقاب . نگاهی در سکوت . مرا صدا کن . اشک مهتاب . سرود قرن و ... را در آثار خو یش دارد .

 باری شعر سرود قرن را که می خواندم در آن پژواکی رسا و انعکاسی گویا از درد ها و اندوه ها و شادی های خو یش یافتم . وحال تقدیم شما:     

 

 

 

سرود قرن

 

 

مخوان آواز،اي دختر!

صداي نغمه مستانه‌ات را در گلو بشكن

پسر، آواز عشق‌انگيز را بس كن

سرود لحظه‌هاي كاميابي را به دور افكن

 

***

تو اي دختر كه شور نغمه از لبهات لبريز است

براي نغمه‌هايت فكر ديگر كن

تواي مرد جوان كز كام‌ها در سينه‌ات بانگي طرب‌خير است

سرود قرن را سر كن

 

***

بخوان آواز،اما همراه بانگ دلاويزت

به گوش ما رسان شب‌ناله‌هاي بينوايان را

صداي دردمندان بلاكش را

نواي مبتلايان را

 

***

مخوان آواز عشق‌انگيز اي دختر

اگر آواز مي‌خواني

بخوان آواز دردانگيز آن مرد نگونبختي-

كه شب بادست خالي مي كند آهنگ كاشانه

و با شرمي غم آلوده-

بجاي نان بپاي كودكانش اشك مي‌ريزد

و غمگين كودكان او-

به گردش در تضرع چون كبوترهاي بي‌دانه

 

***

تواي دختر! براي نغمه ي خود فكر ديگر كن

سرود قرن را سر كن

سرود مادري تنها كه دور از روي فرزند است

سرود مرد بي‌آرام زنداني-

گه با اميد ديدار زن و فرزند، در بند است

 

***

سرود سرنوشت كودك بي‌مادري تنها

كه شب با ديدگان اشك پالا مي‌رود در خواب

سرود بينوا طفلي

كه باشد خنده‌اش بي‌رنگ

دل بي‌مادرش بي‌تاب

 

***

اگر آواز مي‌خواني

بخوان ‌آواز درد آلوده پيران غمگين را

كه در پيري تهي دست‌اند

نفس‌هاشان توانا نيست

غروب زندگي در چشمشان پيداست

گه و بيگاه بغضي در گلو دارند

كوير زندگي در زير پا و كوله‌بار غصه‌ها بر دوش

و مرگ خويش را هر لحظه صد بار آرزو دارند

 

***

اگر آواز مي‌خواني

سرود دختري بي‌عشق را برخوان

كه در جانش گل عشقي شكوفا نيست

دلي دارد ولي در چشم اين و آن دل‌آرا نيست

نگاه گرم و دلبندي كه جانش را برافروزد

به زير آسمان‌ها نيست

 

***

پسر، آواز را بس كن

اگر آواز مي‌خواني

بخوان آواز آن بيمار بي‌كس را

كه چشم بي‌فروغ خويش را با انتظاري تلخ

به راه دوستي ناديده مي‌دوزد

و از تك‌ضربه‌هاي پاي هر عابر

به اميد عيادت‌ها

لبان نيم‌رنگش مي‌شود خندان

به شوق آنكه با ديدار، شمعي در دل تنگش برافروزد

ولي جنبنده‌اي از حال آن بيمار آگه نيست

به غربت تلخ مي‌ميرد

و مرغ جان او از تنگناي شهر تنهائي

به سوي كبريا پرواز مي‌گيرد

 

***

اگر آواز ميخواني

بخوان آواز غمگين يتيمان را

كه همچون طوطي بي نغمه خاموشند

و بر سر هايشان چتر محبت سايه افكن نيست

بدلها راهشان بسته است

 

***

اگر آواز مي‌خواني

بخوان آواز آن مادر كه از قهر تهيدستي

يگانه كودكش را بر سر راهي، رها كرده است

و با چشمان اشك آلود

سر، سوي خدا كرده است

و با جاني كه بي‌تاب است

براي عزت و اقبال فرزندش دعا كرده است

و با غم‌هاي رنگارنگ

سوي خانه مي‌پويد

به هر گامي نگاهي سوي طفلش مي‌كند غمناك

و زير لب همي‌گويد:

خدايا، مادري غمگين و تنها، كودكش تنهاست

دلم را بر غمي سنگين شكيبا كن

ومين و آسمانت را بگو با كودكي تنها مدارا كن

 

***

تو اي دختر، ‌سرود قرن را سر كن:

سرود تلخ آن قومي

كه شهر و خانه‌شان در زير پاي تانك مي‌لرزد

و در مرگ جوان‌هاشان ز خشم و غصه لبريزند

و فرزندانشان چون برگ‌هاي زرد پائيزي

ز رگبار مسلسل‌هاي دشمن، بي‌گنه بر خاك مي‌ريزند

 

***

سرود مادري ترسان

كه شب هنگام از فرياد بمبي مي‌شود بي‌خواب

سرود كشته‌اي در عرصه پيكار

كه مي‌پوشد كفن بر پيكر او نيمه‌شب مهتاب

 

***

تو اي دختر كه شور نغمه از لبهات لبريز است

براي نغمه‌هايت فكر ديگر كن

تو اي مرد جوان كز كام‌ها در سينه‌ات بانگي طرب‌خيز است

سرود قرن را سر كن

 

 

مهدی سهیلی                                        تهران -   اردیبهشت 1347

 

 

+ نوشته شده در  89/03/21ساعت 11:24  توسط  (ALI)  | 

تغییرات

 

یک کمی تغییر و تحول و تنوع زیادم بد نیست .

این تغییر غالب رو میگم

چطوره؟

+ نوشته شده در  85/03/12ساعت 11:11  توسط  (ALI)  | 

هلوکاست : ؟

 

 هلوکاست: (واقعیت ، تردید ، صنعت ، دروغ ، افسانه ، ...؟ )

 

به بهانه برگزاری  کنفرانس بین المللی هلوکاست در ایران ، روز بمباران اتمی هیروشیما

( 15 مرداد 1385 )

 

 

همیشه بیان مباحث  تاریخی و باز بینی وقایع گذشته حتی اگر از وقوع آنها قرنها گذشته باشد نه تنها خالی از لطف نیست بلکه در تبیین بهتر واقعه و تشریح موضوع بسیار مفید است.

تا كنون انديشمندان و مورخاني در اروپا و سراسر جهان موضوع هلوكاست را مورد بررسي قرار داده اند و مكتوباتي نيز در اين زمينه به چاپ رسيده است.

اما از چند ماه گذشته و مشخصاً از زماني كه رئيس جمهور ايران (محمود احمدي نژاد) به عنوان اولين مقام دولتي، در اظهارات خود هولوكاست‌ يا به‌ اصطلاح‌ نسل‌ كشي‌ يهوديان‌ در اردوگاه‌هاي‌ كار اجباري‌ نازي‌ها را با چالش مواجه ساخت.

از به صلیب کشیدن حضرت مسیح توسط یهودیان کینه بزرگی بر دل مسیحیان از یهود مانده است.

در تاریخ مسیحیت اشاره به این مطلب شده است که یهودیان  حدود 4 هزار سال است که مورد تحقیر و آوارگی هستند .

و آنها را به عنوان کسانی که انسانهای خبیث و بد جنسی هستند مورد معرفی قرار داده اند.

بسياري‌ زير سوال‌ بردن‌ اين‌ موضوع‌ را امري‌ناپسند مي‌دانند و برخي‌ ديگر بر اين‌ باورند كه‌ اين‌موضوع‌ نيز مانند تمام‌ موضوع‌هاي‌ ديگر بايد درمعرض‌ تحقيق‌ و تفحص‌ قرار گيرد.

ريشه اصطلاح هلوكاست به معناي (از بين بردن چيزي به وسيله آتش، بطوري كه كاملا از بين برود. ویا آدم سوزی)، از دو واژه يوناني holos به معناي تمام وkalein به معناي سوزاندن اخذ شده است.

اما كاربرد تاريخي اين اصطلاح، به كشتار يهوديان طي جنگ جهاني دوم در كوره هاي آدم سوزي آلمان نازي اشاره دارد كه توسط (الي ويزل) براي اولين بار مطرح شد.

الي ويزل، درباره هلوكاست مي نويسد: «چون اين حادثه منحصر به فرد است نمي توان آن را در چارچوب تاريخ درك كرد.

ويزل در زمان نوشتن رمان «شب» نويسنده اي نوخاسته و جوان بوده و ناخواسته آنچه در توصيف كوره هاي آدم سوزي گفته است بيشتر مضحك مي نمايد تا ترسناك!

جالبتر اين كه ويزل در رمان خود گويا فراموش كرده كه در اردوگاه هاي يهوديان به زعم صهيونيست هاي تحريفگر و افسانه پرداز، اتاقهاي گاز نيز وجود داشته است.

ويزل خود را با اسرائيل يكي مي داند و درباره كينه غيريهوديان به يهوديان مي گويد: «به دليل جايگاه ما و جايگاهي كه اسرائيل در قلب زندگي و حيات ما دارد، دشمنان ما همواره به دنبال از بين بردن ما و اسرائيل هستند.» ماجراي هلوكاست و قتل عام يهوديان در دوران جنگ جهاني دوم، تنها يك بحث تاريخي صرف نيست!

بي ترديد آنچه مفهوم امروزي هلوكاست از نسل كشي يهوديان (در كوره هاي آدم سوزي ) طي جنگ جهاني دوم در اذهان جهاني متبادر مي كند، با واقعيت فاصله بسياري دارد.

فی الواقع تایید صد درصد و انکار صد در صد هم به درک قضیه کمکی نخواهد کرد.

و نه باید هیتلر را تایید کرد  و نه نظرات صهیونیسم ها را در این موضوع . بلکه دیدگاه تحقیق و بررسی را باید در این زمینه پسندید.و به کنکاش در موضوع پرداخت.

حتی کتابهایی است که ثابت می کند هیتلر خودش یهودی است .

هیتلر هیچ گاه ازدواج نکرد و نوشته اند که معشوقه هیتلر هم یهودی بوده است .

اما  هلوكاست كاركردهاي بسيارمادي و معنوي براي يهوديان و صهيونيستها در پي داشته است.

و صهيونيست ها با طرح دعاوي حقوقي عليه كشورهاي آلمان، اتريش، لهستان، سوئيس و هر كجاي ديگر كه توانسته اند، تاكنون ميلياردها دلار به جيب زده اند.

«نورمن فينكلشتاين» استاد دانشگاه نيويورك كه خود نيز يهودي است، كتابي خواندني درباره اين موضوع نوشته و نام آن را «تجارت هولوكاست» گذاشته است.

اينك به برخي از آنچه يهوديان صهيونيست و «كنگره جهاني يهود» در دعاوي حقوقي مطرح كرده اند، گذرا اشاره مي كنيم:

- 32ميليارد دلار مربوط به وجوه 775حساب متروكه در بانكهاي سوئيس.

10ميليارد دلار مربوط به اموال يهوديان بي وارث در بانكهاي اتريش و دهها ميليارد دلار مربوط به ارزش زمينهايي كه ادعا مي شود، پيشتر در مالكيت يهوديان لهستان بوده است.

همچنين مدير كل كنگره جهاني يهود چندي پيش اعلام كرد: 50درصد از آثار هنري موجود در ايالات متحده از يهوديان به سرقت رفته است.

آلمان تا به حال، بيش از صد ميليارد مارك خسارت ‌هلوكاست به اسرائيل داده است و طبق قرارداد بايد تا سال 2030 هر سال به اسرائيل خسارت بدهد واتريش و سوئيس نيز به اسرائيل، خسارت سالانه مي دهند.

هلوكاست امروزه به باب درآمدي بسيار قوي براي سازمان هاي يهودي تبديل شده و سودهاي هنگفتي را برايشان به ارمغان مي آورد. به نحوي كه طبق گفته رئيس كنگره جهاني يهود، بودجه اين كنگره هم اكنون بالغ بر7ميليارد دلار است.

طبق تعبير فينكلشتاين، هلوكاست، مبدل به بزرگترين دزد تاريخ بشريت شده است.

 

«ژاك لانزمن»، رمان نويس مشهور فرانسوي كه يهودي و صهيونيست است، با صراحت تمام در سال 1994 ميلادي ضمن مصاحبه اي گفت: «راست است كه يهوديان ميهن خود را به لطف مردگانشان به دست آوردند. اسرائيل قبل از هر چيز، كشور 6 ميليون نفري است كه نازيها مبدل به دود كردند. در پشت سر هر اسرائيلي زنده، دست كم 2 اسرائيلي مرده وجود داشته تا به او كمك كند كه بتواند در برابر تمامي دنيا مقاومت كند.

از جمله كارهاي كه يهوديان براي عينيت بخشيدن به مسئله هلوكاست انجام داده اند عبارت است از:

1- ساخت موزه‌هاي با عنوان هلوكاست در اغلب كشورها مانند فلسطين، امريكا و آلمان كه اين موز‌ه‌ها پر از اسنادي است كه توسط دولت اسرائيل تهيه شده است، كه از مهمترين آن موزه (موزه يادبود كشتار يهوديان در ايالات متحده) با مديريت (اندرو هولينگر) است

كه پس از انكار هلوكاست توسط (محمود احمدي نژاد) با راه اندازي قسمت فارسي زبان سايت موزه، جهت گيريهاي شديدي نسبت به صحبتهاي احمدي نژاد و ديگر مقامات جمهوري اسلامي ايران كرده است.

2- وارد كردن هلوكاست در تقويم اغلب كشور‌ها به عنوان يك روز مشخص. در اين راستا در سال 2005، مجمع عمومي سازمان ملل قطعنامه اي تصويب كرد كه براساس آن (27 ژانويه) هر سال (روزجهاني هلوكاست) نام گذاري شده و جالب آنكه (كوفي عنان) دبير كل سازمان ملل در اولين سالگرد اين روز طي سخناني كه توسط خبرگزاري BBC، منتشر شد، گفت:  انكار هالوكاست كار رياكاران است و ما بايد تا زماني كه دنيايي وجود دارد از اين واقعه به عنوان يك واقعه تآسف بار ياد كنيم و هميشه آنرا بخاطر داشته باشيم.

 

3- تأسيس سازمان هاي متعدد براي دفاع از اين واقعه همچون (ليكرا و سيمون وزينتال). اين سازمانها با حمايت صهيونيستها به اطلاع رساني پيرامون هلوكاست مي پردازند و حدود 100 سايت اينترنتي را كه بطور مستقيم و غير مستقيم در ارتباط با اين موضوع فعاليت مي كنند را اداره مي كنند و خصوصاً از زماني كه با اظهارات رئيس جمهور ايران، هلوكاست به (پارادايمي رسانه اي) مبدل گشته، فعاليت خود را به شدت افزايش داده اند.

 

 پايان جنگ جهاني دوم و دادگاه نورنبرگ :

سرانجام با اتمام جنگ جهاني دوم در سال 1945 و پيروزي متفقين و درپي آن دستگيري هيتلر و رهبران آلمان نازي، دادگاه نورنبرگ براي رسيدگي به جنايات آنها تشكيل مي شود.

اما چرچيل معتقد بود؛ دليلي ندارد كه كسي خودش را معطل مسخره بازي‌ها‌يي مثل دادگاه كند و هيتلر و كارگزارانش را بايد درجا اعدام كرد.

در تمام مدت،برگزاري محاكمه، دادگاه هيچ سند مكتوبي دربارة كشتار سازمان يافتة يهوديان نمي‏يابند.

 عده اي در دادگاه معتقد ند هيتلر دستور داده يهوديان را در اردوگاه‌ها‌يي مثل آشويتس با گاز زيكلون ب يا (سيليكون ) خفه كنند و بعد در كوره بسوزانند. همه چيز، مبهم است.

شاهداني عليه متهمان شهادت مي‌دهند، اما بالاخره نهادهاي رسمي مي‌پذيرند كه هيتلر شش ميليون يهودي را با اين روش كشته است.

 اين‌ آمار در سال‌ 1946 از سوي‌ دادگاه‌بين‌المللي‌ نظامي‌ در نورنبرگ‌ و با استناد به‌شهادت‌ ( رودلف‌ هس‌ ) افسر نيروي‌ مخصوص‌پليس‌ آلمان‌ نازي‌ يا (SS) ارائه شد كه‌در زمان جنگ فرماندهي‌آشويتس‌ را بر عهده‌ داشت‌. هس از ياران‌اوليه‌ هيتلر بشمار مي آمد و با او در نوشتن‌ كتاب‌ خاطراتش در زندان با عنوان (نبرد من‌) همكاري‌ داشت‌.

 شايان ذكر است، نزديك به يك دهه پس از برگزاري دادگاه نورنبرگ مشخص شد كه‌ شهادت‌ هس‌ و همچنين‌ اعترافات‌ وي‌ كه‌ در دادگاه‌ نيز مورد استفاده‌ قرار گرفته‌بود ‌نه ‌تنها با واقعيت بسيار فاصله داشت، بلكه‌ اين‌ اعترافات‌ باضرب‌ و شتم‌ شديد وي، گرفته‌ شده‌ و همسرو فرزندان‌ وي‌ نيز به‌ مرگ‌ و تبعيد در سيبري‌تهديد شده بودند.

در اين راستا حتي يك سطر نوشته در مورد ‌هلوكاست در اسناد نازي ها يافت نشد و مدافعان هلوكاست معتقدند كه (هيتلر دستور كشتار يهوديان را شفاهي صادر كرده است )، كه اين تحليل بسيار غير قابل قبول است.

به هرصورت پس از تأييد رسمي هلوكاست (براي اولين بار) در دادگاه نورنبرگ، لوح يادبودي تهيه و جلوي اردوگاه آشويتس نصب مي‌شود و روي آن حك مي شود، به ياد شش ميليون قرباني يهودي. ( البته اين لوح بعدها از اين محل كه هم اكنون نيز به موزه تبديل شده است برداشته شد ).

جالب آنكه به غير از برخي از گروههاي متعصب يهودي، دولت اسرائيل بعنوان بزرگترين مدافع حقيقي بودن‌هلوكاست، صحبتي از شش ميليون نفر نمي كند و ديگر به رقم نهصد هزار مرگ يهوديان در طول جنگ اكتفا كرده است.

آنچه روشن است دردو سال آخر جنگ جهاني دوم، بيماري‌ها‌ي همه گيري مثل وبا و تيفوس در تمام اروپا شايع شده بود و يقينا اين بيماري‌ها‌ ميان يهوديان و غير يهوديان فرق نمي‏گذاشت.

 

«ديويد هوگان» نيز كتابي دارد با عنوان افسانه شش ميليون نفر، كه هلوكاست يهوديان را رد مي كند.

«دكتر بروزات» تحقيقي درباره اتاق‌هاي گاز در داخائو دارد و اثبات مي‌كند كه نه در داخائو، نه در بوخنوالد و نه در ساير اردوگاه‌هاي آلماني اتاق گاز براي كشتار يهوديان و ساير زندانيان وجود نداشته است.

 

از همه موضوعات جالب تر قانون مجازات منكرين هلوكاست است .

شايد تابحال هنگام شنيدن خبر دستگيري و مجازات منكرين هلوكاست يهوديان و مشاهده برخوردهاي توهين آميز با آنها، اين سئوال در ذهن متبادر مي شود كه چنين واكنشي چگومه با مبحث آزادي بيان در اروپا قابل توجيه است؟

پاسخ اين سئوال به جولاي سال 1990 در فرانسه باز مي گردد كه تعدادي از اعضاي آژانس بين المللي صهيونيست ها، از جمله، «پي ير ويدال ناكه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براريدا» تحت سرپرستي «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگي كشتار 6 ميليون يهودي در جنگ جهاني دوم و به عنوان پيشگيري از فراموش شدن مظلوميت اين قوم پيش نويس قانوني را تهيه كرد و با تلاش زياد آنرا در جولاي سال 1990، در فرانسه به تصويب رساند و براساس اين قانون:

 « هرگونه ترديد درباره‌ هلوكاست، اعم از ترديد درباره كشتار يهوديان در جنگ جهاني دوم، وجود اتاق‌ها‌ي گاز و حتي كمترين ترديد در رقم شش ميليون يهودي مقتول، جرم است و هركس در فرانسه از اين قانون تخلف كرده و در اين موضوع‌ها‌ شك كند، به يك ماه تا يك سال زندان و دو هزار تا سيصد هزار فرانك جريمه محكوم مي‌شود. »

 

شايان ذكر است بعدها اين قانون در ديگر كشورهاي اروپايي نيز تصويب شد و تا كنون بسياري از منكرين و منتقدين هلوكاست از قبيل : مارك وبر، فردريك توبن، ديويد ايروينگ و آرمان آمادروس و... بر اساس همين قانون محكوم شدند.

برخورد با منكران و منتقدين اين تحريف تاريخي، دادگاه‌هاي ‌انگيزاسيون  در قرون وسطي را در ذهن تداعي مي كند. در سال‌هاي ‌سياه قرون وسطي در اروپا دادگاه‌هاي ‌انگيزاسيون- تفتيش عقايد- «گاليله» دانشمند بزرگ و فرهيخته را تنها به اين گناه! مستحق اعدام دانستند كه با تحقيقات علمي خود نشان داده بود برخلاف نظريه هيئت بطلميوسي، زمين مركز عالم و ثابت نيست، بلكه به دور خود و خورشيد مي‏چرخد.

اگرچه به قول جري آدامز، آهسته خطاب به زمين گفت، «من توبه كردم! ولي تو به چرخش خود، ادامه بده»

 

فی الواقع نه مظلوم نمایی و نظرات صهیونیسم ، نه تصویب قوانین مجازات محققین ، نه تکذیب واقعه ، نه تایید نازیها ، نه باجگیری صهیونیسم از فلسطینیان ، ونه ... ، بصورت صرف راهگشا نخواهد بود . و تنها دیدگاه  تحقیق و بررسی میتواند بسیار پسندیده و راهگشا باشد.

 

 

+ نوشته شده در  85/02/12ساعت 19:36  توسط  (ALI)  | 

ضعف سواد سياسي

تعريفي از حزب اين است كه : حزب به گروهي از مردم گفته مي شود كه داراي منافع مشتركي به لحاظ اقتصادي ، اجتماعي و سياسي هستند و در چارچوب قوانين كشور و گاهي از راه هاي غير قانوني ، با برخورداري از يك سازمان و برنامه منسجم براي رسيدن به قدرت تلاش مي كنند .
علاوه بر احزاب سياسي ، گروه ها و انجمن هاي سياسي متعددي در جامعه فعاليت مي كنند اين مفهوم به معناي هر تشكل سياسي (و احيانا غير سياسي) است كه به طور آشكار يا مخفي ، از راه قانوني يا غير قانوني فعاليت كرده و بعضا درصدد كسب قدرت هم نبوده اند .
ضعف سواد سياسي يكي از مهمترين مشكلاتي بوده است كه در سده اخير دامنگير كشور ما بوده است . آثار اين ضعف را نه تنها در مردم بي سواد كه حتي در اقشار تحصيلكرده كشورمان مي شد ديد . وضعيت طوري بود كه حتي بسياري از اعضاي احزاب سياسي ، نمي دانستند حزب چيست ، چه فايده اي دارد ، چه ضرري دارد و ... فقط بدليل جاذبه نام حزب يا اميد براي رسيدن به يك پست يا مقام ، عضويت حزب را پذيرفته بودند .
 تا زماني كه تمامي علل لازم براي پيدايش يك پديده سياسي واقع نشود ، آن پديده سياسي حزب يا غير حزب ايجاد نخواهد شد .
براي تحقق يك پديده ، فراهم شدن همه شرايط لازم است . ضعف سواد سياسي مردم بعنوان يكي از زمينه هاي جنبي پيدايش احزاب در ايران ، تنها يكي از شرايط تحقق پديده حزب را تشكيل مي دهد .
ضعف سواد سياسي از راه هاي مختلفي به پيدايش احزاب سياسي در جامعه ايران كمك مي كرد
1- تشنگي سياسي : ضعف سواد سياسي در جامعه ايران ، نوعي تشنگي سياسي در مردم ايجاد كرده بود . مردم مي خواستند بدانند سياست چيست و چگونه اجرا مي شود . آنها مي خواستند بدانند در دنياي اطرافشان چه مي گذرد . اين تشنگي سياسي فرصت نابي را براي افراد فرصت طلب ايجادكرده بود كه با سوء استفاده از اين مساله ، احزاب سياسي را تاسيس كنند و تبليغ كنند كه مي توانند تشنگي سياسي مردم را مي توانند رفع نمايند .
2-امكان عوامفريبي : ضعف سواد سياسي مردم سبب مي شد هر كس كه توانسته بود چند نفري را دور خود جمع كند ، از  طريق انجام سخنراني هاي عوامفريبانه و طرح شعارهاي زيبا ، دلفريب ولي توخالي ، جمع اطراف خود را گسترش دهد و بتدريج اساس حزبي را بنيان نهد .
اين امر مجال گسترده اي را براي قدرت هاي بيگانه نيز فراهم مي آورد . قدرت هاي بيگانه نيز با طرح شعارهاي توخالي حمايت از كارگران ،  و آزادي انسان ها ، حمايت از مردم ايران و ... عده اي را فريب مي دادند و آنها را جذب سياست هاي خود مي كردند . مدتي كه مي گذشت اين فريب خوردگان ، به كمك همان قدرت بيگانه ، همديگر را مي يافتند وبه تدريج ، حزبي را بنيان مي نهادند . حزبي كه چه بسا در ظاهر شعارهاي زيبابي را مطرح مي كرد ولي در واقع ، نوكر و جاسوس قدرت خارجي بود و به تحقق اهداف پليد آن قدرت خارجي در ايران كمك مي كرد
به طور كلي فعاليت هاي احزاب و گروه هاي سياسي در ايران موفقيت آميز نبوده است .فقدان درك صحيح احزاب از اوضاع سياسي ، سوءاستفاده سران احزاب از موقعيت خود و كشف وابستگي هاي احزاب سياسي به قدرت هاي خارجي
عدم درک وآگاهي و همچنين متخصص نبودن دولتمردان در امور سياسي  هزينه هاي بسياري را براي کشور و مردم در بر داشته است .که در این زمینه جای تامل و نوشتن بسیار است . 
 
 
+ نوشته شده در  85/01/21ساعت 11:46  توسط  (ALI)  | 

به نام خداوند

 

1

به نام خداوند لایزال

 در غمهای بزرگ شجاع باش و در غمهای کوچک , صبر پیش بگیر وقتی این کار سخت روزانه ات را به پایان بردی با آرامش به خواب برو خدا بیدار است

ویکتور هوگو

+ نوشته شده در  85/01/20ساعت 9:55  توسط  (ALI)  |